|
رنگ عشق مشکی نبود رنگشو مشکی کردن
|
||
|
عشق =موفقیت+ثروت |
||
|
درباره وبلاگ
این وبلاگ تقدیم به تمام دوستان خوب و دلنواز
فهرست اصلی آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
|
سلام
من رو ببخشید به خاطر اینکه توی این مدت طولانی وبلاگم روابدیت نکردم انشا الله که از این به بعد سعی میکنم براتون هروقت که تونستم ابدیت کنم موفق باشید و این یه تصویر زیبا لذت ببرید گفتیکه قلبت روپس میدم دیونه اینم بمونه گفتی این قلب توئه پیشت بمونه اینم بمونه
به قلم : مجید در دوشنبه سوم مهر 1385 ساعت 5 بعد از ظهر موضوع: | + نه تو تنها نیستی
نه تو تنها نيستي ماهي و زورق و پارو پس چيه نه تو تنها نيستي اين همه ستاره پس مال كيه نه تو تنها نيستي خلوت دلكده نقاشيه نه تو تنها نيستي فكر ازادي خود زندگيه نگو ما دوتا كميم من و تو اين همه ايم اي عزيز گل ريز عشق يعني همه چيز عشق يعني همه چيز نه تو تنها نيستي ناتمام من تمام تو ميشه نه تو تنها نيستي دست من سفره شام تو ميشه حتي تبت قد بام تو ميشه ماه نقره اي به نام تو ميشه نه تو تنها نيستي نه تو تنها نيستي نگو ما دوتا كميم من و تو اين همه ايم اي عزيز گل ريز عشق يعني همه چيز عشق يعني همه چيز درد بي دردي و دردي دلپيچ درد بي عشقي ما يعني هيچ مثل يك اينه بيجيوه خاك بي عشق جهان بي ميوه نه تو تنها نيستي نه تو تنها نيستي نگو ما دوتا كميم من و تو اين همه ايم اي عزيز گل ريز عشق يعني همه چيز عشق يعني همه چيز
به قلم : مجید در دوشنبه سوم مهر 1385 ساعت 5 بعد از ظهر موضوع: علاقه | + whe me
Why me من از این دنیا چی میخوام دوتا صندلی چوبی که من و ترو بشونه واسه گفتن خوبی من از این دنیا چی میخوامی یه وجب زمین خالی همونقد که یک اتاقک بشه خونه خیالی
به قلم : مجید در دوشنبه سوم مهر 1385 ساعت 5 بعد از ظهر موضوع: | + دلگیرم
غروب ميشود هر روزاما هنوز دلگيرم عمرم ميگذرد لحظه اي ديگر نميدانم با جدايئت اگر چه تمام عمرم ميميرد به ياد صورت و صداي عاشقانه ميميرم هميشه تا به قيامت به ياد تو ميمانم پر اشك ميشود اكنون در يادت چشمانم
به قلم : مجید در دوشنبه سوم مهر 1385 ساعت 5 بعد از ظهر موضوع: دوستی | + گل برای گل
گامهایم برای ای امده اند تا بسوی تو بشتابند قلب من برای این امده است که تو را بستاند دل من برای این است که تو را در وجود خود جا دهد جان من برای این است که به پای تو قربانی شود دوستت دارم
به قلم : مجید در دوشنبه سوم مهر 1385 ساعت 5 بعد از ظهر موضوع: | + زیبا ضیافت عشق
ای بزرگ موندنی ای طلایه دار روز سایه گستر روتن از گذشته تا هنوز ای صدات صدای نور تو شب پوسیدنی ای سخاوت غمت بهترین بوسیدنی واسه این شرقی تن داده به باد تو گوارایی حس وطنی تو شقاوت شب قرن یخی تو شکوفایی تاریخ منی اگه شعرم زمزمه توی بازار صداست تپش قلبم اگه پچ پچ شاپرکاست ترو فریاد میزنم ای که معجزه گری ای که این شب زده رو به سپیده میبری واسه این شرقی تن داده به باد تو گوارایی حس وطنی تو شقاوت شب قرن یخی تو شکوفایی تاریخ منی ای تو یاور بزرگهمه قلبای شکسته ای تو مرحم عزیز هر چی دست پینه بسته رو کدوم قله نهشستی تو که دنیا زیر پاته قه دستای خالی لرزش پاک صداته توی قرن دود و اهن تو رسول گل و نوری تو عطوفت مسلم تو حقیقت غروری واسه این شرقی تن داده به باد تو گوارایی حس وطنی تو شقاوت شب قرن یخی تو شکوفایی تاریخ منی تو مفسر محبت تو طلایه دار صبحی فاتح تاریخی من تو خود سردار صبحی اسم تو اسم شب من ه شکوه اسم اعظم متبرک و عزیزی مثل سجدهگاه ادم واسه این شرقی تن داده به باد تو گوارایی حس وطنی تو شقاوت شب قرن یخی تو شکوفایی تاریخ منی
به قلم : مجید در دوشنبه سوم مهر 1385 ساعت 5 بعد از ظهر موضوع: صمیمیت | + نگاه
نخستين نگاه
نخستین نگاهی که ما را به هم دوخت ، نخستین سلامی که در جـان ما شعله افروخت ، نخستین کلامی که دلهای ما را به بوی خوش آشنایی سپرد و به میهمانی عشق برد ، پر از مهر بودی پر از نور بودم همه شوق بودی همه شور بودم چه خوش لحظه هایی که دزدانه از هم نگاهی ربودیم و رازی نهفتیم ، چه خوش لحظه هایی که می خواهمت را به شرم و خموشی نگفتیم و گفتیم . تو با آن صفای خدایی تو با آن دل و جان سرشار از روشنایی از این خاکیان دور بودی . من آن مرغ شیدا در آن باغ بالنده در عطر و رویا بر آن شاخه های فرا رفته تا دنیای بی خیالی . چه مغرور بودم ! چه مغرور بودی ! چه مغرور بودیم !
به قلم : مجید در دوشنبه سوم مهر 1385 ساعت 5 بعد از ظهر موضوع: عشق | + |
|
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y K I Y N O O S H A N S A R I |
||