|
رنگ عشق مشکی نبود رنگشو مشکی کردن
|
||||
|
عشق =موفقیت+ثروت |
||||
|
درباره وبلاگ
این وبلاگ تقدیم به تمام دوستان خوب و دلنواز
فهرست اصلی آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
|
عید سعید فطر
عید سعید فطر بر همه عاشقان مبارک باد . برای خالی نبودن عریضه هم که شده گفتم یه شعری بنویسیم. کاش می شد خویشتن را بشکنیم یک شب این تندیس تن را بشکنیم بشکنیم این شیشه صد رنگ را این تغافل خانه نیرنگ را آسمان دوستی آبی تر است شب در این آیینه مهتابی تر است من نمی گویم کسی بی درد نیست هرکسی دردی ندارد مرد نیست لیک می گویم که فصل سوختن آب را هم می توان آموختن خنده ها را می توان تقسیم کرد گریه ها را می توان ترمیم کرد کزخطر می بارد از این فصل سرد دوستی راباید اول بیمه کرد عشق با لبخند مردم زنده است زندگی هم با تبسم زنده است
به قلم : مجید در دوشنبه یکم آبان 1385 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع: | + با مداد رنگی
با مداد رنگی ام یاد خوب آمدنت را نقاشی کردم و جاده سفید رفتنت را خط خطی ، هر بار می خواستم بنویسم دوست دارم نوک مدادم می شکست ، ولی حالا هر وقت یادت تویه ذهنم زنده می شه قلبم میشکنه.
به قلم : مجید در دوشنبه یکم آبان 1385 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع: | + هرز از عشق
نا باوری از حد گذشت، نبض زمان نا گه نشست ، نشکفته ها پرپر شدن ، نا گفته ها دردی شدن ، هر خاطره جانی گرفت ، افسانه ای از غم نوشت ،تو غربت يه نيمه شب ، افسانه ام در هم شکست ،افسانه ام قصه نبود قصه پر غصه نبود، گفتی که از من کن حزر ، عشق مرا از سر بدر، گفتم مگو ليلا ترين مجنون من، منم دستم بگير، گفتی که ليلا رفتنيست ، زنجير عشق گسستنيست ، گفتم که ای زيبا ترين ، مجنون خود در من ببين ، ای مرغک تر خسته ام ، افسانه رفتن شدی ، قلب مرا خنجر شدی ، گفتم که ای بانوی من ، هر شب تويی در خواب من ، ديوانه و شيدا منم ، افتاده ای بر خاک منم ، ای عشق من ای بهترين ، معنای من از من مگير، باور نکردم رفتنت ، بی داد دل شکستنت، رفتی و بی تو در قفس، ناليدم از غم يک هم نفس، باور نکردم رفتنت بی داد دل شکستنت . با تو آغاز میکنم خوب من به نام تو می نویسم قصه ای تازه از الهام تو ، ای شروع دلپذیر و مثل خورشید بی نظیر، به تو تقدیم می کنم عشقم را از من بپذیر ، ای قشنگترین بهانه واسه گفتن ترانه ، من عشق جاودانم را به تو تقدیم می کنم ، در این غربت شبانه با صداقت ، عاشقانه قلبم را با این ترانه به تو تقدیم می کنم ای طلوع ماندگار ، گل همیشه بهار، به تو تقدیم میکنم هر آنچه را که هست.
به قلم : مجید در دوشنبه یکم آبان 1385 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع: | + گذشته
حسرت دیروز و مخور در غم فردا مباش یار و در آغوش بگیر لحظه ای تنها نباش زندونی غم نباش حدیث ماتم نباش سرت و بالا بگیر از هیچ کسی کم نباش بخند به روی دنیا بگو که خنده آزاد قفس رو آنی بفروش بگو پرنده آزاد ازحرف راست نترس و بگودلت هرچی خواست موسیقی ورخص وعشق شادی مال جووناست زندگی شیرین میشه وقتی هوای عشقه خدای قلبهای ما فقط خدای عشقه وقتشه با هم باشیم یک دل و یک صدا شیم عاشقیم و جوونیم آخر با حالا شیم وقتشه با هم باشیم یک دل و یک صدا شیم با هم تو راه فردا عاشق لحظه ها شیم مخور غم گدشته گذشته ها گذشته هرگز به غصه خوردن گذشته برنگشته به فکر آینده باش دلشاد و سر زنده باش در انتظار طلعت خورشید تابنده باش قسمت تو همین بوده که بر سرت گذشته مکن گلایه از فلک این کار سر نوشته عمر گران می گذرد خواهی نخواهی سعی بر آن کن نرود رو به تباهی مطلب دل را طلب از سوی خدا کن زان که بود رحمت لایتناهی عمر کم صفا کن رنج و غم و رها کن اگه نباشه دریا به قطره اکتفا کن
به قلم : مجید در دوشنبه یکم آبان 1385 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع: | + بی وفا
تو به من خنديدي
به قلم : مجید در دوشنبه یکم آبان 1385 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع: صمیمیت | + تنها عاشق تنها
زندگی ... * ندگی پر از قشنگی است مثل خواب یک کبوتر زندگی پر از سپیدی است مثل کاغذهای دفتر * زندگی یه حس زیباست مثل احساس یک کبوتر * مثل خوابیدن تو گلدون خواب غنچه ها رو دیدن * زندگی رو سخت نگیر زندگی ساده ساده است * حل میشه سختی با کوشش زندگی اوج ارادست عاشق تنها ...
به قلم : مجید در دوشنبه یکم آبان 1385 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع: محبت | + خلوت دل
خلوتم را نشكن . تقدیم به تمام عاشقان
به قلم : مجید در دوشنبه یکم آبان 1385 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع: محبت | + قمار عشق عشق اسمونی
به قلم : مجید در دوشنبه یکم آبان 1385 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع: علاقه | + |
|||
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y K I Y N O O S H A N S A R I |
||||