|
رنگ عشق مشکی نبود رنگشو مشکی کردن
|
|||
|
عشق =موفقیت+ثروت |
|||
|
درباره وبلاگ
این وبلاگ تقدیم به تمام دوستان خوب و دلنواز
فهرست اصلی آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
|
شخصیت خود را از رنگ چشم بشناسیم
اگر بتوانیم شخصیت افراد را پیش از داشتن رابطه با آنها بشناسیم و یا حداقل در مورد چگونگی رفتار و اخلاق آنها حدس هایی بزنیم بدون شک این شناخت تاثیرات زیادی در رابطه ما داشته و کمکهای فراوانی به ما خواهد کرد. معمولا انسانها برای به دست آوردن شناخت بیشتر از دوستان و اطرافیان خود و یا شناخت سطحی از کسانی که برای اولین بار با آنها رو به رو میشوند به گزینههای مختلفی پناه میبرند که حدس زدن شخصیت طرف مقابل از روی لباس پوشیدن ،امضا و یا شیوه دست دادن او از جمله این امور است. شناخت شخصیت افراد از روی رنگ چشم گزینه جدیدی است که در روابط انسانی بیتاثیر نبوده و چنانچه درست به کار رود مشکلات زیادی را حل خواهد کرد . مطلب زیر که توسط یکی از انجمن های اینترنتی عربی منتشر شده است به بررسی انواع رنگ چشم و شخصیت دارندگان آن می پردازد. رنگ چشم خاکستری
به قلم : مجید در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 1 بعد از ظهر موضوع: | + عکسهای عشقولانه اینترنتی
--------------------- ------------------ -------------------------------------- ------------------------------------------ ------------------------------------------- -------------------------------------- ------------------------------------- ----------------------------------
به قلم : مجید در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 1 بعد از ظهر موضوع: | + راههای دوست پسر ازاری
اگه بهتون زنگ زد (در این مسئله فرض بر هوتن نام بودن دوست پسرتونه…!!!) بگین سلام حمید جون. می تونین این سیر رو تا هفده باز تکرار کنین ولی بار هجدهم دیگه خطر مرگ بهش زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه تا یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین و باهاش دعوا کنین. با کلماتی از آرایش شدید بزنید و از این شلوارای خیلی برمودا و از این پیرهن آستین کوتاها عکسهای دو نفره ای رو که با پسر نوه عمه ی خاله ی پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا موقع تولدش جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و همین که تو ماشین بغل دستش نشستین شروع کنین به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند صد وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو
به قلم : مجید در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 1 بعد از ظهر موضوع: | + اگه گریه بزاره می نویسم
اگه گریه بزاره مینویسم کدوم لحظه منو از تو جدا کرد نگو اصلا نفهمیدی ، نگو نه ، تو بودی که اون دستامو رها کرد خودت گفتی خداحافظ ، تموم شد منو تو سهممون از عشق این بود خود تو حرمت عشق شکستی ، بریدی آخر قصه همین بود اگه مهلت بدی یادت میارم اون روزاییۥ که بی تو مثل شب بود تموم سهمت از دنیا عزیزم بزار یادت بیارم قلب من بود بهت دادم تموم آسمونۥ خودم ماهت شدم آروم بگیری حالا ستاره ها دورت نشستن ، منو ابری گذاشتی داری میری بیا برگرد از این بن بست بی عشق ، بزار این قصه اینجوری نباشه آخه بذر جداییۥ چرا تو ؟! چراااا دستای تو باید بپاشه خداحافظ نوشتن کار من نیست آخه خیلی باهات ناگفته داااارم اگه گریه بزاره مینویسم ، اگه مهلت بدی یادت میارم اگه گریه بزاره مینویسم .....
به قلم : مجید در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 1 بعد از ظهر موضوع: | + عشق اینترنتی
عشق یه چیزی مثل کشک و دوغه
به قلم : مجید در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 1 بعد از ظهر موضوع: عشق | + تفاوت نگاه خانمها با اقایون عشق حقیقی .....
روزی شیوانا پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید که زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است. شیوانا نزد او رفت و جویای حالش شد. شاگرد لب به سخن گشود و از بی وفایی یار صحبت کرد و اینکه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفی داده و پیشنهاد ازدواج دیگری را پذیرفته است. شاگرد گفت که سالهای متمادی عشق دختر را در قلب خود حفظ کرده بود و بارفتن دختر به خانه مرد دیگر او احساس می کند باید برای همیشه با عشقش خداحافظی کند.
به قلم : مجید در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 12 بعد از ظهر موضوع: عشق | + با خاطرات عشق
عشق بيداد من باختن يعني لحظه عشق جان سرزمين يعني يعني زندگي پاک من عشق ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق من عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعني منبع جنگل عشق
به قلم : مجید در سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 10 قبل از ظهر موضوع: عشق | + سلام
سلام به تمام شما دوستان عزيز سلام ميكنم به تمام شما مهربانان سلامي به گرماي وجود عشق سلامي به وسعت آسمان سلامي به تعداد ستارگان سلامي به زيبايي پر شاپرك سلامي به رنگارنگي رمگين كمان زندگي سلامي به عطر خوش زمين سلامي به شور و شوق موج دريا سلامي به اندازه دنيا سلامي به زيبايي فردا سلامي به روشنايي خورشيد سلامي به سكوت و تاريكي شب سلامي به پهناي وجود دل سلامي به درب هاي عاشق منزل سلام... سلام... سلام...
به قلم : مجید در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 ساعت 9 قبل از ظهر موضوع: | + درد عشق
نام خود عاشق نهادم دلبری یادم نکرد یار من وقتی که شیرین بود فرهادم نکرد بر بیابان رفتم و چون آسمان غوغا زدم عاقبت دلدار من گوشی به فریادم نکرد در جهان هر دم به ملک درد طوفان می وزد تک شدم در دار غم آزاده ای شادم نکرد قلب من در آتش هجران عجب مردانه سوخت مردی از این بند و دام تیره آزادم نکرد
به قلم : مجید در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 ساعت 9 قبل از ظهر موضوع: دوستی | +
آن چنان سوخته ام در عطش دیدارت
به قلم : مجید در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 ساعت 9 قبل از ظهر موضوع: صمیمیت | + بدترين
به قلم : مجید در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 ساعت 9 قبل از ظهر موضوع: علاقه | + |
||
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y K I Y N O O S H A N S A R I |
|||