|
رنگ عشق مشکی نبود رنگشو مشکی کردن
|
||||
|
عشق =موفقیت+ثروت |
||||
|
درباره وبلاگ
این وبلاگ تقدیم به تمام دوستان خوب و دلنواز
فهرست اصلی آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
|
آن چنان سوخته ام در عطش دیدارت
به قلم : مجید در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 ساعت 9 قبل از ظهر موضوع: صمیمیت | +
منم یک عاشقی هستم مثل تو اما تنها>یعنی بی همدم<بی یارو...
به قلم : مجید در جمعه سوم آذر 1385 ساعت 10 قبل از ظهر موضوع: صمیمیت | + بی وفا
تو به من خنديدي
به قلم : مجید در دوشنبه یکم آبان 1385 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع: صمیمیت | + قمار عشق ضیافت عشق
ای بزرگ موندنی ای طلایه دار روز سایه گستر روتن از گذشته تا هنوز ای صدات صدای نور تو شب پوسیدنی ای سخاوت غمت بهترین بوسیدنی واسه این شرقی تن داده به باد تو گوارایی حس وطنی تو شقاوت شب قرن یخی تو شکوفایی تاریخ منی اگه شعرم زمزمه توی بازار صداست تپش قلبم اگه پچ پچ شاپرکاست ترو فریاد میزنم ای که معجزه گری ای که این شب زده رو به سپیده میبری واسه این شرقی تن داده به باد تو گوارایی حس وطنی تو شقاوت شب قرن یخی تو شکوفایی تاریخ منی ای تو یاور بزرگهمه قلبای شکسته ای تو مرحم عزیز هر چی دست پینه بسته رو کدوم قله نهشستی تو که دنیا زیر پاته قه دستای خالی لرزش پاک صداته توی قرن دود و اهن تو رسول گل و نوری تو عطوفت مسلم تو حقیقت غروری واسه این شرقی تن داده به باد تو گوارایی حس وطنی تو شقاوت شب قرن یخی تو شکوفایی تاریخ منی تو مفسر محبت تو طلایه دار صبحی فاتح تاریخی من تو خود سردار صبحی اسم تو اسم شب من ه شکوه اسم اعظم متبرک و عزیزی مثل سجدهگاه ادم واسه این شرقی تن داده به باد تو گوارایی حس وطنی تو شقاوت شب قرن یخی تو شکوفایی تاریخ منی
به قلم : مجید در دوشنبه سوم مهر 1385 ساعت 5 بعد از ظهر موضوع: صمیمیت | + من و تو
ای که از عشقت گذشتی، رفتنت ایثار نیست در درویی های عشقت شبهه ی اخبار نیست گفتی ازعشقت گذشتی، چون که من را عاشقی فکرکن، در مذهب آیا بی وفایی عار نیست گفتی از عشقم برو آینده ات روشن شود بی تو در آینده بودن یک کمی دشوار نیست گفته ای قسمت نبودش تا که هم بستر شویم بستر و بالین کجا، درعشق این گفتار نیست گفته ای در عشق تو هر شب مریضم بی خیال ملتی از عشق دیدم هیچ کس بیمار نیست گفتی ای یارم چو کفتر پر بکش، پرواز کن کفتری بی یار آیا شکل یک کفتار نیست؟ حکم عفوم را زدی امضاء که آزادم کنی حکم آزادی عاشق چوبه ای جز دار نیست هی مرا تکرار می کردی برو ای یار خوب یار را کشتی، نیازش اینهمه تکرار نیست
به قلم : مجید در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 ساعت 6 بعد از ظهر موضوع: صمیمیت | + |
|||
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y K I Y N O O S H A N S A R I |
||||